investment cost معنی فارسی هزينه سرمايه گذاري واژههای دیگر با معنی «هزينه سرمايه گذاري» crowding out effect اثر جبراني، انديشه اي که استقراض بسيار، زياد دولت وجوه قابل دسترس وام گيرندگان outlay مبلغ سرمايه گذاري شده، خرج، بيرون گستردن