دیکشنری فارسی

inveterate

UKinvetərət USın'vetərət

معنی فارسی

ديرينه ريشه کرده کهنه مزمن دامنگير معتاد خو گرفته

معنی کامل و مثال‌ها

/in vet´ǝr it/adj.

● دیرین، دیرینه، کهن، قدیمی، سابقه‌دار

an inveterate enemy

دشمن دیرینه

● خو گرفته، ریشه‌دار، ژرف

his inveterate love of alcohol

عشق عمیق او به الکل

تعریف انگلیسی

adverb
  1. habitual “a chronic smoker”
  2. in a habitual and longstanding manner “smoking chronically”

مترادف‌ها

adjective
1. Obstinate, besetting, chronic, deep seated, long established.
2. Habituated, habitual, accustomed, confirmed, hardened.

واژه‌های دیگر با معنی «ديرينه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن