invigilate
معنی فارسی
شاگردان را هنگام امتحانات پاييدن ،
در امتحان نظارت کردن
معنی کامل و مثالها
/in vij´ǝ lāt´/vi.
● (انگلیس) مراقبت کردن (در امتحانات)، ممتحن شدن
شاگردان را هنگام امتحانات پاييدن ،
در امتحان نظارت کردن
/in vij´ǝ lāt´/vi.
● (انگلیس) مراقبت کردن (در امتحانات)، ممتحن شدن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن