invigilate
معنی فارسی
شاگردان را هنگام امتحانات پاييدن ،
در امتحان نظارت کردن
معنی کامل و مثالها
/in vij´ǝ lāt´/vi.
● (انگلیس) مراقبت کردن (در امتحانات)، ممتحن شدن
تعریف انگلیسی
verb
- watch over (students taking an exam, to prevent cheating) “Somebody ----s something” “Somebody ----s somebody”