دیکشنری فارسی

invigilate

معنی فارسی

شاگردان را هنگام امتحانات پاييدن ،

در امتحان نظارت کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/in vij´ǝ lāt´/vi.

● (انگلیس) مراقبت کردن (در امتحانات)، ممتحن شدن

تعریف انگلیسی

verb
  1. watch over (students taking an exam, to prevent cheating) “Somebody ----s something” “Somebody ----s somebody”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن