دیکشنری فارسی

invigilate

معنی فارسی

شاگردان را هنگام امتحانات پاييدن ،

در امتحان نظارت کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/in vij´ǝ lāt´/vi.

(انگلیس) مراقبت کردن (در امتحانات)، ممتحن شدن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن