دیکشنری فارسی

invitatory

معنی فارسی

دعوتي متضمن دعوت

معنی کامل و مثال‌ها

/in vīt´ǝ tôr´ē/adj., n.,pl.

● (کلیسا) وابسته به فراخوانی به نیایش

تعریف انگلیسی

adjective
  1. conveying an invitation “a brief invitatory note”

واژه‌های دیگر با معنی «دعوتي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن