invitatory
معنی فارسی
دعوتي متضمن دعوت
معنی کامل و مثالها
/in vīt´ǝ tôr´ē/adj., n.,pl.
● (کلیسا) وابسته به فراخوانی به نیایش
تعریف انگلیسی
adjective
- conveying an invitation “a brief invitatory note”