دیکشنری فارسی

inviting

UKinvaitiŋ USın'vaıtıŋ

معنی فارسی

جالب کشنده جاذب

معنی کامل و مثال‌ها

/-vīt´iŋ/adj.

انگیزگر، وسوسه‌آمیز، دلبرانه، رباینده، مجذوب کننده

her inviting look

نگاه وسوسه آمیز او

an inviting climate

آب و هوای دلپذیر

a big, inviting-looking cake!

یک کیک بزرگ که انسان را به سوی خود می‌کشد!

مترادف‌ها

adjective
1. Alluring, attractive, winning, engaging, captivating, pleasing, fascinating, bewitching.
2. Prepossessing, promising.

واژه‌های دیگر با معنی «جالب»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن