دیکشنری فارسی

inwrought

معنی فارسی

ازتو کار کرده نقشه دار گلدار جبلي مخمر شده

معنی کامل و مثال‌ها

/in rôt´, in´rôt´/adj.

● (طرح و نقش) درون باف شده، بافته شده در پارچه

● (قدیمی) دارای آذین‌هایی که در بطن هستند (و بر سطح نقاشی و غیره نشده‌اند)

● درهم آمیخته، درآمیخته، ممزوج

تعریف انگلیسی

adjective
  1. having a decorative pattern worked or woven in “an inwrought design”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن