دیکشنری فارسی

iodine

UKaiədiːn US'aıə'daın

معنی فارسی

جسم بسيطي غير فلزي که در داروسازي و عکاسي

بکار ميرود

معنی کامل و مثال‌ها

/ī´ǝ dīn´, -din; -dēn´/n.

● (شیمی) ید (عنصر غیرفلزی از خانواده‌ی هالوژن‌ها - شامل بلورهای خاکستری متمایل به سیاه که به صورت بخار بنفش در می‌آیند و به عنوان گندزدا کاربرد دارد - نشان آن: I، وزن اتمی: 126/9044، نقطه‌ی گداز: 1137c، نقطه‌ی جوش: 18435c)

● (داروسازی) ید (آبگونه‌ی گندزدا)

تعریف انگلیسی

noun
  1. a nonmetallic element belonging to the halogens; used especially in medicine and photography and in dyes; occurs naturally only in combination in small quantities (as in sea water or rocks) “Substance Holonyms: seawater, saltwater, brine”
  2. a tincture consisting of a solution of iodine in ethyl alcohol; applied topically to wounds as an antiseptic

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن