دیکشنری فارسی

iodize

معنی فارسی

يد زدن (به)

معنی کامل و مثال‌ها

/-dīz´/vt.

● (پزشکی - عکاسی) ید زدن به، یدی کردن

تعریف انگلیسی

verb
  1. treat with iodine “iodize salt” “Somebody ----s something”
  2. treat with iodine so as to prevent infection “iodize a wound” “Somebody ----s something”

واژه‌های دیگر با معنی «يد زدن (به)»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن