دیکشنری فارسی

irate

UKaireit USaıə'reıt

معنی فارسی

خشمکين خشمناک غضبناک آتشي

معنی کامل و مثال‌ها

/ī rāt´, ī´rāt´/adj.

خشمگین، خشم‌آلود، عصبانی، قهرآلود، ارغند، غضبناک، غضب آلود

an irate look

نگاه خشم‌آمیز

the people were irate over high taxes

مردم از مالیات‌های سنگین به خشم آمده بودند.

my delay had made him irate

تاخیر من او را خشمگین کرده بود.

مترادف‌ها

adjective
Angry, provoked, piqued, irritated, ireful, in a passion.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن