irid
معنی فارسی
عنبيه چشم، گياهي از جنس سوسن يا زنبق.
معنی کامل و مثالها
/ī´rid/n.
● (گیاهشناسی) هر گیاهی از خانوادهی زنبق (iris)، زنبقی
عنبيه چشم، گياهي از جنس سوسن يا زنبق.
/ī´rid/n.
● (گیاهشناسی) هر گیاهی از خانوادهی زنبق (iris)، زنبقی
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن