دیکشنری فارسی

iridaceous

معنی فارسی

وابسته به تيره سوسن يا زنبق ، زنبقي ، سوسني

تعریف انگلیسی

adjective
  1. of or pertaining to or characteristic of plants of the family Iridaceae “Pertains to noun: Iridaceae”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن