پرش به محتوا
دیکشنری فارسی
جستوجوی واژه
بگرد
irisated
مترادفها
adjective
See
iridescent.
همین دیکشنری روی گوشی
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن