دیکشنری فارسی

iron horse

معنی فارسی

ماشن بخار لوکوموتيو دوچرخه سه چرخه

معنی کامل و مثال‌ها

● (امریکا - قدیمی - عامیانه) لوکوموتیو

تعریف انگلیسی

noun
  1. (c. 1840) an early term for a locomotive

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن