iron mallet معنی فارسی مشته واژههای دیگر با معنی «مشته» scoop handle مشته topknot کاکل، پر مشته spoke shave رنده مشتي، رنده مشته، رنده کبوتري spokeshave رنده ي گرد، رنده ي مشته، رنده ي کبوتري muller رنگ ساب، دارو ساز، سنگي که براي ساييدن دارو يا رنگ بکار ميبرند mallet چکش، کلوخ کوب، چوگان