دیکشنری فارسی

ironbound

معنی فارسی

با اهن بسته نجير شده خشن. سنگلاخ پرسنگ و صخره خمش ناپذير انعطاف ناپذير

معنی کامل و مثال‌ها

/-bound´/adj.

● غل و زنجیر شده، آهن بند شده

● سنگلاخ، (دارای لبه‌ی) پرسنگ و صخره

an ironbound coast

کرانه‌ی پر سنگلاخ

● خمش ناپذیر، انعطاف ناپذیر

ironbound traditions

سنت‌های تغییر ناپذیر

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن