دیکشنری فارسی

irony (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/ī´ǝr nē/adj.

● آهنی، آهن سان، آهن‌دار، پرآهن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن