irrationalism
معنی فارسی
نامعقول بودن ، عقيده نامعقول يا چرند ،
فلسفه غير معقول
معنی کامل و مثالها
/-iz´ǝm/n.
● خرد گریزی، خردستیزی
● نابخردی، بیخردی، بیعقلی، نافروهیدگی
نامعقول بودن ، عقيده نامعقول يا چرند ،
فلسفه غير معقول
/-iz´ǝm/n.
● خرد گریزی، خردستیزی
● نابخردی، بیخردی، بیعقلی، نافروهیدگی
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن