irrelievable معنی فارسی رها نشدني معنی کامل و مثالها /ir´ri lē´vǝ bǝl/adj.● فروکش نکردنی، تسکین نیافتنی واژههای دیگر با معنی «رها نشدني» irresoluble تجزيه ناپذير، رها نشدني، ول نشدني