دیکشنری فارسی

irreligious

UKirilidʒəs

معنی فارسی

بيدين لامذهب ناشي از بيديني

معنی کامل و مثال‌ها

/ir´ri lij´ǝs, ir´i-/adj.

● بی‌دین، لامذهب، غیرمذهبی

he has brought up his children to be irreligious

بچه‌هایش را غیرمذهبی بار آورده است.

● ضد مذهبی، دین ستیز، مخالف مذهب

● مغایر اصول مذهب، کافرانه

تعریف انگلیسی

adjective
  1. hostile or indifferent to religion

مترادف‌ها

adjective
1. Ungodly, undevout.
2. Profane, impious, wicked.

واژه‌های دیگر با معنی «بيدين»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن