irremediably UKirimiːdiəbliː معنی فارسی بطور چاره ناپذير واژههای دیگر با معنی «بطور چاره ناپذير» indispensably بطور چاره ناپذير، بطور ضروري، بطور حتمي irredeemably بطور چاره ناپذير، جنانکه نتوان عوض داديا باز خريد indispansably بطور ضروري، بطور چاره ناپذير irrevocably بطور بي برگشت، بطورفسخ ناپذير، بطور تغيير ناپذير inevitably ناچار، بناچار، حتما