irremissible
معنی فارسی
نبخشيدني بخشش ناپذير غير قابل عفو اغماض ناپذير الزام اور
معنی کامل و مثالها
/-mis´ǝ bǝl/adj.
● نابخشودنی، عفو نکردنی
● (وظیفه و غیره) شانه خالی نکردنی، فرار نکردنی
مترادفها
adjective
Unpardonable, inexpiable, unatonable, not to be forgiven.