دیکشنری فارسی

irremissible

معنی فارسی

نبخشيدني بخشش ناپذير غير قابل عفو اغماض ناپذير الزام اور

معنی کامل و مثال‌ها

/-mis´ǝ bǝl/adj.

نابخشودنی، عفو نکردنی

(وظیفه و غیره) شانه خالی نکردنی، فرار نکردنی

مترادف‌ها

adjective
Unpardonable, inexpiable, unatonable, not to be forgiven.

واژه‌های دیگر با معنی «نبخشيدني»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن