irremovable
UKirimuːvəbl
معنی فارسی
معزول نشدني غير قابل عزل برداشته نشدني انتقال ناپذير
معنی کامل و مثالها
/-mōō´vǝ bǝl/adj.
● جابه جا نشدنی، حرکت ندادنی، غیرقابل انتقال