دیکشنری فارسی

irremovable

UKirimuːvəbl

معنی فارسی

معزول نشدني غير قابل عزل برداشته نشدني انتقال ناپذير

معنی کامل و مثال‌ها

/-mōō´vǝ bǝl/adj.

جابه جا نشدنی، حرکت ندادنی، غیرقابل انتقال

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن