دیکشنری فارسی

irresolvable

UKirezɔlvəbl

معنی فارسی

تجزيه ناپذير غير قابل تجزيه جدا نشدني حل نشدني نگشودني

معنی کامل و مثال‌ها

/ir´ri zäl´vǝ bǝl,ir´i-/adj.

تجزیه نشدنی یا نکردنی

(مسئله و غیره) حل نشدنی

واژه‌های دیگر با معنی «تجزيه ناپذير»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن