دیکشنری فارسی

irrespirable

معنی فارسی

غير قابل تنفس دم نزدني

معنی کامل و مثال‌ها

/ir´ri spīr´ǝ bǝl, ir´i-;ir res´pǝr ǝ-, i res´-/adj.

غیرقابل تنفس

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن