irresponsive
معنی فارسی
پاسخ ندهنده جواب ندهنده بي جواب
معنی کامل و مثالها
/-siv/adj.
● غیرراغب، ناپذیرا، ناپاسخگوی، ناواکنشگر
پاسخ ندهنده جواب ندهنده بي جواب
/-siv/adj.
● غیرراغب، ناپذیرا، ناپاسخگوی، ناواکنشگر
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن