irretentive
معنی فارسی
ناتوان در نگاهداري (پيشاب) فاقد قوه ضيط
معنی کامل و مثالها
/ir´ri ten´tiv, ir´i-/adj.
● نانگهدار، ناتوان در نگهداری پیشاب، فاقد قوهی ضبط
ناتوان در نگاهداري (پيشاب) فاقد قوه ضيط
/ir´ri ten´tiv, ir´i-/adj.
● نانگهدار، ناتوان در نگهداری پیشاب، فاقد قوهی ضبط
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن