دیکشنری فارسی

irreversible

UKirivəːsəbl US'ıərı'və:səbəl

معنی فارسی

تغيير ناپذير غير قابل تغيير دگرگون نشدني برنگشتني برنگرداندني

معنی کامل و مثال‌ها

/ir´ri vu_r´ sǝ bǝl,ir´i-/adj.

● پشت و رو نکردنی (یا نشدنی)، دو رو نکردنی، وارون نکردنی یا نشدنی

● باطل نکردنی (یا نشدنی)، برگشت‌ناپذیر، غیرقابل تغییر، غیر قابل پژوهش خواهی

this court's verdict is irreversible

حکم این دادگاه قابل پژوهش خواهی نیست.

* irreversible engine

موتوری که دنده‌ی عقب ندارد

تعریف انگلیسی

adjective
  1. incapable of being reversed “irreversible momentum toward revolution”

مترادف‌ها

adjective
1. Unchangeable, unalterable, irrevocable, irrepealable.
2. Immutable, invariable, changeless.

واژه‌های دیگر با معنی «تغيير ناپذير»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن