دیکشنری فارسی

irrevocable

UKirevəkəbl USıə'revəkəbəl

معنی فارسی

بي برگشت برنگشتني غير قابل برگشت تغيير ناپذير دگرگون نشدني

معنی کامل و مثال‌ها

/ir rev´ǝ kǝ bǝl,i rev´-/adj.

● قطعی، بی‌برگشت، لازم الاجرا، لغونشدنی، فسخ نشدنی، بائن

an irrevocable decision

تصمیم غیر قابل لغو

تعریف انگلیسی

adjective
  1. incapable of being retracted or revoked “firm and irrevocable is my doom"- Shakespeare”

مترادف‌ها

adjective
1. Unchangeable. See irreversible, 1.
2. Incapable of recall or revocation.

واژه‌های دیگر با معنی «بي برگشت»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن