دیکشنری فارسی

irrigable

معنی فارسی

ابخور قابل ابياري

معنی کامل و مثال‌ها

/ir´i gǝ bǝl/adj.

قابل آبیاری، آبیاری‌پذیر

واژه‌های دیگر با معنی «ابخور»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن