irrigable معنی فارسی ابخور قابل ابياري معنی کامل و مثالها /ir´i gǝ bǝl/adj.● قابل آبیاری، آبیاریپذیر واژههای دیگر با معنی «ابخور» irrigable area مساحت ابخور، ابخور