دیکشنری فارسی

irriguous

معنی فارسی

اب خورده اب دار ابناک اب دهنده ترک کننده

معنی کامل و مثال‌ها

/ir rig´yōō ǝs/adj.

خیس، آب‌آلود

آبیاری کننده، پاریاب گر

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن