isagoge معنی فارسی مقدمه معنی کامل و مثالها /ī´sǝ gō´jē/n.● آشناسازی (به ویژه با رشتهای از دانش) واژههای دیگر با معنی «مقدمه» introduction مقدمه، ديباچه، معرفي prolegomena مقدمه، گفتار مقدماتي prolegomenon مقدمه، گفتار مقدماتي preparatorily مقدمه، بعنوان تهيه prima facia مقدمه، ابتدائي prelusion مقدمه، درامد preludial مقدمه اي، مقدماتي، در امدمانند isagogic مقدمه اي preliminaries بطور مقدمه، مقدمه preliminarily بطور مقدمه، مقدمه