island universe معنی فارسی کهکشان. معنی کامل و مثالها ● رجوع شود به: external galaxy واژههای دیگر با معنی «کهکشان.» galaxies کهکشان، گروه خوبان، گروهي ازمردمان برجسته galaxy کهکشان، گروه خوبان، گروهي ازمردمان برجسته vexatious lactea کهکشان supergalaxy کهکشان بزرگ، ابر کهکشان. proto galaxy کهکشان اوليه typical galaxy کهکشان نمونه irregular galaxy کهکشان نامنتظم metagalaxy ماوراي کهکشان. spiral galaxy کهکشان مارپيچي elliptical galaxy کهکشان بيضي گون، کهکشان بيضوي