دیکشنری فارسی

ism _

معنی کامل و مثال‌ها

/iz´ǝm/

● پسوند: (اسم ساز)

● عمل، کار، - کنی [terrorism]

● حالت، بودن [pauperism]

● ویژگی، خاصیت، - ی [patriotism]

● مکتب، گرایی، تمایل به، انگاری [socialism یا cubism]

● ... پرستی، ... دوستی [nationalism]

● نمونه‌ی، مثالی از [witticism]

● نابهنجاری، شدت [alcoholism]

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن