isobaric معنی فارسی خطي در روي نقشه که بوسيله ان جاهايي که فشار جوي انهاروي ....داده ميشود واژههای دیگر با معنی «خطي در روي نقشه که بوسيله ان جاهايي که» isobar خطي در روي نقشه که بوسيله ان جاهايي که، فشار جوي انهاروي ....داده ميشود isoclinal line خطي که در روي نقشه بوسيله ان جاهايي که، تمايل سوزن مغناطيسي يکسان است isodynamic line خطي در روي نقشه که بوسيله ان جاهايي که، زورمغناطيسي درانها يکسان است cotidal خطي که در روي نقشه نقاطي رانشان ميدهدکه، دريک موقع مورد طغيان isoclinic line خطي بر روي نقشه که بوسيله ان نقاطي که در، انجاها تمايل سوزن مغناطيسي يکسان است، نشان داده ميشود.