دیکشنری فارسی

isoclinal

معنی فارسی

خط نقاط متحدالفشار مغناطيسي روي نقشه

معنی کامل و مثال‌ها

/ī´sō klī´nǝl, -sǝ-/n.,adj.

● هم شیب، هم انحراف

isoclinal folds

چین‌های هم شیب

●

● (وابسته به خطی که نقاط دارای کشش مغناطیسی برابر را روی نقشه به هم وصل می‌کند) خط هم آهن ربایی، تک شیب

isoclinal lines on a map

خط‌های هم تک شیب در نقشه

● (زمین شناسی: لایه‌ها یا طبقات که به یک سوی مشابه شیب دارند) هم خواب

● خط هم‌خواب (isoclinic هم می‌گویند)

ریشه و کاربرد

ریشه

Derived from Greek 'isos' meaning 'equal' and 'klinein' meaning 'to lean'.

مثال

  • The isoclinal lines on the map showed the direction of magnetic field.
  • The isoclinal method is used in geology to study the earth's magnetic field.
  • The isoclinal lines on the graph represented equal magnetic intensity.

ترکیب‌های رایج

Isoclinal lines Isoclinal method Isoclinal structure

تعریف انگلیسی

adjective
  1. an isogram connecting points of equal magnetic inclination
  2. having equal magnetic inclinations

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن