isodose
معنی فارسی
داراي تابش يا اشعه برابر، همشعاع، همتابش.
معنی کامل و مثالها
/ī´sō dōs´, -sǝ-/adj.
● (وابسته به نقطهها یا نشانههایی که مقدارهای برابر تابشگری یا تابش زدگی را نشان میدهند) جور چندهنما
داراي تابش يا اشعه برابر، همشعاع، همتابش.
/ī´sō dōs´, -sǝ-/adj.
● (وابسته به نقطهها یا نشانههایی که مقدارهای برابر تابشگری یا تابش زدگی را نشان میدهند) جور چندهنما
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن