isolator معنی فارسی جدا سازنده مجزا کننده مقره واژههای دیگر با معنی «جدا سازنده» partitive جدا سازنده، تبعيضي، بخش رسان interceptive جدا سازنده، حائل، جلو گيري کننده interceptor جدا سازنده، حائل، جلو گير