دیکشنری فارسی

isomorph

معنی فارسی

هم شکلي در بلورشدن ، يک ريختي

معنی کامل و مثال‌ها

/i´sō môrf´, -sǝ-/n.

● هم ریخت، هم شکل، ایزومرف

واژه‌های دیگر با معنی «هم شکلي در بلورشدن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن