isostasy
معنی فارسی
همتنشي هم فشاري ايزوستاري هم ستادي همسنگي
معنی کامل و مثالها
/ī säs´tǝ sē/n.
● (وجود فشار برابر در همهی جوانب) همتنشی، هم فشاری، ایزوستازی
* isostatic settling
نشست همفشار
● (زمین: توازن و هم فشاری بخشهای بزرگی از پوستهی کرهی زمین) هم ستادی، همسنگی
تعریف انگلیسی
noun
- (geology) a general equilibrium of the forces tending to elevate or depress the earth's crust