دیکشنری فارسی

isotonic

US'aısə'tɔnık

معنی فارسی

داراي يک صدا ، هم صدا ، با يک فشارحلول کننده ،

با يک فشارتراوش کننده

معنی کامل و مثال‌ها

/ī´sō tän´ik, -sǝ-/adj.

(دارای کشش برابر) هم تنش، هم کشش

(دارای فشار اسمزی برابر به ویژه آب نمک که فشار اسمزی آن برابر با فشار اسمزی خون باشد) هم گذرا

تعریف انگلیسی

adjective
  1. (used of solutions) having the same or equal osmotic pressure
  2. relating to or characterized by the equal intervals of a musical scale “isotonic tuning” “Pertains to noun: tone”
  3. of or involving muscular contraction in which tension is constant while length changes
  4. of two or more muscles; having equal tension

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن