دیکشنری فارسی

israel

US'ızrıəl

معنی فارسی

اسرائيل

معنی کامل و مثال‌ها

/iz´rē ǝl, -rā-; iz´rǝl/

● اسم خاص مذکر (مخفف آن: Izzy)

● (انجیل) حضرت یعقوب

● یهودیان، یهود، جهودان، اعقاب حضرت یعقوب

● سرزمین باستانی قوم یهود (در شمال بحر المیت)

● (حدود هزار سال پیش از میلاد) نام کشور پادشاهی که از همبستگی ده قبیله‌ی بنی‌اسراییل به وجود آمد

● کشور اسرائیل

تعریف انگلیسی

noun
  1. Jewish republic in southwestern Asia at eastern end of Mediterranean; formerly part of Palestine
  2. an ancient kingdom of the Hebrew tribes at the southeastern end of the Mediterranean Sea; founded by Saul around 1025 BC and destroyed by the Assyrians in 721 BC

واژه‌های دیگر با معنی «اسرائيل»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن