issuable
UKiʃəbl
US'ıʃuəbəl
معنی فارسی
صادر کردني قابل صدور انتشاردادني قابل انتشار
معنی کامل و مثالها
/ish´ōō ǝ bǝl/adj.
● قابل انتشار، انتشارپذیر، نشر پذیر
● قابل بحث، مطرح کردنی