دیکشنری فارسی

issuable

UKiʃəbl US'ıʃuəbəl

معنی فارسی

صادر کردني قابل صدور انتشاردادني قابل انتشار

معنی کامل و مثال‌ها

/ish´ōō ǝ bǝl/adj.

● قابل انتشار، انتشارپذیر، نشر پذیر

● قابل بحث، مطرح کردنی

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن