دیکشنری فارسی

ist _

معنی کامل و مثال‌ها

/ist, ǝst/

● پسوند (اسم ساز):

● کننده، - گر، - گرای [motorist یا moralist]

● خبره در، - کار، کارشناس در [violinist یا Miltonist]

● پیرو، - گرای، - خواه [royalist یا anarchist]

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن