isthmus
UKisməs
US'ısməs
معنی فارسی
برزخ گردنه تنگه خاکي باريکه
معنی کامل و مثالها
/is´mǝs/n., pl.
● (جغرافی: باریکه زمینی که دو خشکی را به هم وصل میکند) برزخ، باریکه (میان دو دریا)، باریک زمین
the isthmus of Panama joins North and South America
برزخ پاناما امریکای شمالی را به امریکای جنوبی وصل میکند.
● (کالبدشناسی - جانورشناسی : باریکهای از بافت که دو بخش بزرگتر اندام را به هم وصل میکند - مجرای باریک میان دو حفرهی بزرگتر) تنگه، تنگراه، پل راه
the isthmus of the thyroid
پل راه غدهی تیروئید
the isthmus of the fallopian tubes
تنگراه لولههای فالوپ
تعریف انگلیسی
noun
- a relatively narrow strip of land (with water on both sides) connecting two larger land areas
- a cord-like tissue connecting two larger parts of an anatomical structure