its
UKits
USıts
معنی فارسی
مضاف اليه it است
معنی کامل و مثالها
/its/pron., adj.
● (حالت ملکی: it) مال آن، - ش، - آن
the dog moves its tail
سگ دم خود را تکان میدهد.
it's (it is) a nice cup but its handle is broken
فنجان خوبی است ولی دستهی آن شکسته است.
each plan has its merits
هر نقشهای محسناتی دارد.
its price is too high
قیمت آن خیلی زیاد است.
a horse that knows its master
اسبی که صاحب خود را میشناسد