دیکشنری فارسی

its

UKits USıts

معنی فارسی

مضاف اليه it است

معنی کامل و مثال‌ها

/its/pron., adj.

● (حالت ملکی: it) مال آن، - ش، - آن

the dog moves its tail

سگ دم خود را تکان می‌دهد.

it's (it is) a nice cup but its handle is broken

فنجان خوبی است ولی دسته‌ی آن شکسته است.

each plan has its merits

هر نقشه‌ای محسناتی دارد.

its price is too high

قیمت آن خیلی زیاد است.

a horse that knows its master

اسبی که صاحب خود را می‌شناسد

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن