its name معنی فارسی نامش نام ان واژههای دیگر با معنی «نامش» name part بازي کننده نمايش که نامش را روي داستان، نمايش مي گذارند deathless وجودفناناپذير، نويسنده اي که نامش جاويد است write in vote راي کتبي، راي دادن به کسي که نامش در ليست، کانديدهاي حزبي نيست. head-liner سرصفحه نويس، کسيکه نامش دربالاي صفحه اي نموداراست، سردسته