iuntelligibly معنی فارسی بطور مفهوم واضح واژههای دیگر با معنی «بطور مفهوم» intelligibly بطور مفهوم، واضحا، چنانکه بتوان دريافت tacitly بطور مقدر يا مفهوم يا ضمني implied ضمناً مفهوم، مفهوم بطور ضمني، مقدر opaquely بطور پشت پوش، چنانکه روشنايي پشت را بپوشاند، بطور مبهم يا غير مفهوم implicitness ضمني بودن، دلالت ضمني، اشاره ضمني