دیکشنری فارسی

jabot

معنی فارسی

دستمال سينه چين دار مردان قرن هجدهم.

معنی کامل و مثال‌ها

/zha bō´/n.

(آذین پارچه‌ای یا توری که دور گردن یا جلو بلوز زنانه یا پستان بند یا پیراهن مردانه می‌دوزند) ژابو

ریشه و کاربرد

Noun

An ornamental frill or ruffle on the front of a shirt or blouse, typically made of lace.

ریشه

From French jabot, 'crop of a bird, frill on a shirt'.

مثال

  • She wore a blouse with a lace jabot at the front.
  • The jabot was a common feature of men's fashion in the 18th century.
  • The judge's robe was adorned with a white jabot.

ترکیب‌های رایج

Lace jabot White jabot Jabot blouse

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن