دیکشنری فارسی

jade (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/jād/n., vt., vi.

● اسب وامانده و بی‌ارزش، یابو

● زن بد نام، زن هرزه

● (نادر) سلیطه، زن جوان و بی ادب

● خسته کردن یا شدن، فرسوده کردن یا شدن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن