دیکشنری فارسی

jag (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/jag/n., vt.

● (هر برآمدگی تیز و دندان مانند) تیزی، دندانه، تیز گوشه

● (قدیمی) بریدگی اره مانند (مثلا بریدگی گوشه دار پارچه)

● (به طور ناصاف یا گوشه دار بریدن مثلا پارچه یا چوب را) ناصاف بریدن، کج و کوله بریدن، مضرس کردن، گوشه دار بریدن، کنگره دار کردن

blunt scissors jag the material

قیچی کند پارچه را بریده بریده می‌کند.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن